همه ما با ذکر راهپیمایی ۱۳آبان یادمان به اشغال سفارت آمریکا٬شعارهایی مرگ بر آمریکاومرگ بر اسرائیل و بهره برداری که از این راهپیمایی برای نشان دادن اتحاد بین نظام و مردم به جامعه بین الملل استفاده می شد می اندازد. اما امسال بر خلاف سالهای گذشته مردم با دادن شعارهایی از قبیل جمهوری ایرانی و زندانی سیاسی باید آزاد گردد نشان دادن که بین مردم و نظام جمهوری اسلامی فاصله وجود دارد و خود را با حکومت ٬آرمانهایی حکومت وخواسته هایی حکومت جدا می دانند. مردم با این قدام روش دیگری برای ابراز مخالفت خود با حکومت جمهوری اسلامی بیان داشتند. یعنی حضور در مناسبتهایی که از طرف حکومت برای راهپیمایی مجاز شناخته می شود و سردادن شعارها و پیگیری خواسته ها یی که درجهت تعارض با منشأ این مناسبتها می باشد. این باعث شده که اختلاف بین نیروهایی سیاسی درون نظام هویدا و فاصله گرفتن گام به گام مردم از اصول و آرمانهایی انقلاب را نشان دهد . راهپیمایی ۱۳آبان در اصفهان مانند بقیه شهرهای ایران به صورت متفاوت برگزار شد. از همان ساعات اولیه صبح در میادین و خیابانهایی اصلی شهر(میدان آزادی٬میدان انقلاب٬چهارباغ پایین و دروازه دولت)نیروهایی انتظامی٬نیروهایی امنیتی وبسیجی ها حضور داشتندتا مردمی را که می خواستند در این راهپیمایی حضور به هم رسانند کنترل وسرکوب کنند.ساعت ۳۰/۱۰صبح در میدان انقلاب و چهارباغ پایین به سمت دروازه دولت مردم با توجه به هجم حضور این نیروها شروع به شعاردادن کردندکه این روند تاساعت۱۱صبح به طور مداوم که بادخالت و برخوردشدیدنیروی انتظامی ولباس شخصی ها با مردم منجرب به زخمی و دستگیرشدن مردم شد ادامه داشت و در ساعت۱۱ به بعد به صورت پراکنده ادامه داشت.البته این شکل بروز مخالفت یعنی شعاردادن و خواسته هایی که در تضاد با اراده وخواست حکومت می باشد نظام را برای جلوگیری ازاین تجمع ها دچاراستیصال کرده است.مردم به علت مواجهه و سرکوب با هر تجمع دیگری بهترین بهانه را برای تجمع وراهپیمایی حضور در این مناسبتها می دانند.حکومت از این جهت دچار استیصال شده است چون اگر برای جلوگیری از این اقدامات بخواهد از برگزاری این مناسبتها ممانعت کند عملی است برخلاف اصول و آرمانهایی که بر پا آن انقلاب و حکومت شکل گرفته است و اگر جلوگیری نکند در مقابل مردم که خواستهایی متفاوتی دارند یک گام به عقب نشسته است.از این نوع مبارزه که مردم پیش قراولان آن می باشند می توان حرکت درمسیر تعارض نام برد که هدف و مسیرشان را به روشنی مشخص کرده اند.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت   توسط سام ایرانی
|
دوهفته پیش کاربران ایرانی اینترنت از کاهش عمده ی سرعت اینترنت در ایران ابراز نارضایتی می کردند ودر همین رابطه خبری مبنی بر محدودشدن کاربران ایرانی در استفاد از اینترنت در بعضی از رسانه هایی خارج کشور منتشر شدکه کاربران شخصی در ایران به سختی می تواننداز اینترنت استفاده کنندولی کاربران دولتی و موسسات در بهره بردن از این مقوله هیچ محدودیتی ندارند.این تنگنا را می توان در افت شدید سرعت اینترنت برای کاربران شخصی مشاهده کرد.ارائه تسهیلات در بخش اینترنت در ایران به عهده ی دولت است و دولت کنترل و نظارت زیادی داردکه البته وقوع حوادث اخیر پس از انتخابات این موارد را تحت تاثیر شدیدقرار داده است.برخی مسئولان در چند موضع گیری درباره تقلیل فاحش سرعت اینترنت در نتیجه محدودیت کاربران اینترنت در استفاده ازآن وجود چنین مشکلی را منکر شدند یا می گویند نقص فنی است بزودی رفع می گردد.این مسائل من را یاد رمان ۱۹۸۴جرج اورول می اندازد که مردم درآن داستان به شدت توسط دولت در همه زمینه هاکنترل می شدندوفضای بسته که شبیه زندان بود رابرای مردم بوجود آورده بودند.اقدامات اخیر دولت برای تنگنا قرار دادن کاربران اینترنت وباتوجه به شرایط حاکم بر جامعه باعث بسته تر شدن فضای جامعه و شبیه شدن این فضا به فضای حاکم بر جامعه خیالی رمان ۱۹۸۴می شود . تاریخ خود گواه است که مردم ایران چه سختی ها و ملالتهایی را پشت سرگذاشته اند و راه خود را در برون رفت ازاین مشکلات پیداکرده اند و یقین دارم این مشکل و بقیه مشکلات را با سربلندی وموفقیت پشت سر خواهندگذاشت.
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت   توسط سام ایرانی
|
انتخابات سال ۷۶ ریاست جمهوری اثرات بسیار مهمی بر مبارزات بر علیه جمهوری اسلامی داشته است.انتخابات دور هفتم باعث شد مبارزات پنهانی به آشکار تبدیل شود و آگاهی کلیه مردم از وجود جبهه ها و جنبش های سیاسی ودانشجویی که بر علیه جمهوری اسلامی فعالیت می کردند بالا برود.همه اینها نتیجه اش این بود که هژمونی جمهوری اسلامی در بین نیروهای مخالف از بین برود و شکل جدیدی به فعالیتهای مبارزاتی ببخشد. انتخابات دور دهم با همه اتفاقات ناگواری که بعد از آن به وقوع پیوست دارای اثرات مهمی بود . در این انتخابات تمام رقابتهای تندی که از قبل درون نیروهای سیاسی جموری اسلامی وجود داشت به صورت علنی درآمدوانتقادات از چهره هایی برجسته وهمچنین رهبری که تا سالهای پیش به صورت یک تابو درآمده بوداز طرف نیروهای درون نظام به طور خاص و مردم به صورت عام بیان شد.انتخابات اخیر خیلی از اختلاف عقیدهایی شدیدی که در زمینه ی سیاسی و حتی مذهبی وجود داشت و ریشه ی آن به سالهایی گذشته و به جرأت می توان گفت به سالهایی قبل از پیروزی انقلاب بر می گرددو خود نیروهایی درون نظام جمهوری اسلامی از وجود این اختلافات عمیق آگاه بودند برای عموم هویدا گشت.در گذشته فقط تعریف و تمجیدها از رهبر در مورد حکومتداری و مقامش شنیده می شد. اما بعد از گذشت این انتخابات این تعریفها جای خود را به انتقادات شدید از طرف نیروهایی سیاسی درون نظام داد واین انتقادها لزوم رسیدگی مجدد به صلاحیت رهبری و حتی عده ی از این نیروها نظر شورای رهبری را به جای رهبری فردی مطرح کردند بیان کرد. انتخاب رحیم مشاعی به عنوان معاون اول رئیس جمهور اعتراضاتی را از جانب روحانیون و نیروهایی سیاسی برجسته راست گرا وحامیان دولت کنونی در پی داشت که با بی توجهی رئیس جمهور مواجهه شد. رئیس جمهوربا پافشاری بر انتخاب خود باعث بروز اختلافات جدید و نمایان شدن مجدد اختلافات قبلی بین نیروهایی راست گرا و حامیان عمده احمدی نژاد شد که حتی دستور شفاهی رهبری به رئیس جمهور برای کنار گذاشتن انتخاب خود علاجی برای این معضل جدید نبود زیرا با بی اعتنایی احمدی نژاد مواجهه گشت ورهبر مجبور به ارسال دستور کتبی شد که این بار رئیس جمهور موافقت خود را با برکناری رحیم مشاعی اعلام کرد. همه موارد ذکر شده اعم از ۱ـ رسیدگی مجدد به صلاحیت رهبری ۲ـ تشکیل شورای رهبری ۳ـ بی اعتنایی احمدی نژاد به دستور رهبری حاکی از شکسته شدن قبح انتقادو اعتراض به رهبری در بین نیروهایی سیاسی درون نظام و مردم است که نتیجه اش وارد شدن به منطقه ی ممنوعه هم در بحث وحتی در عمل است. تمامی مسائل ذکر شده نوید بخش روزهایی مهم وسخت برای نیروهایی فعال مخالف جمهوری اسلامی است و این نیروها با توجه به شرایط پیش آمده باید با هوشیاری وتأملی بیشتر در مسیر پیش روی خود حرکت کنند.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت   توسط سام ایرانی
|
گورباچف امید داشت که برنامههای اصلاحات اقتصادی او (پروستریکا) در داخل باعث افزایش سطح زندگی و بازده کارگران شود. اما بسیاری از اصلاحات او بسیار رادیکال شمرده میشدند و با مخالفتهایی از درون حکومت شوروی مواجه شدند.
در ۱۹۸۵ گورباچف اعلام کرد که اقتصاد شوروی باید مجدداً از نو ساخته شود. در آن دوران معمولاً بیشتر از اصطلاح "اسکورین" برای اشاره به این "از نو ساخته شدن" استفاده میشد اما بعدها اصطلاح "پروستریکا" رایجتر گشت.
اولین اصلاحات معروف او در سال ۱۹۸۵ با نام اصلاحات الکلی صورت گرفت. این اصلاحات در جهت مبارزه با رواج گستردهٔ الکلیها در اتحاد شوروی انجام شدند. قیمت ودکا، شراب و آبجو افزایش یافت و فروششان محدود به شرایطی خاص شد. اگر کسی هنگام کار یا در اماکن عمومی مست بود، دستگیر میشد. مشروبخوری در قطارهای طولانی مسیر و اماکن عمومی ممنوع شد. بسیاری از معروفترین شرکتهای شرابسازی تعطیل شدند. صحنههای نوشیدن الکل در فیلمها سانسور شدند. این اصلاحات بیش از آنکه بر الکلیسم در کشور تأثیر بگذارند یک افتضاح اقتصادی به شمار میرفتند که با انتقال الکل به اقتصاد بازار سیاه به بودجهٔ دولتی ضربه زدند.(الکساندر یاکولف این ضربه را بیش از ۱۰۰ میلیارد روبل میداند). میتوان گفت که اصلاحات الکلی یکی از اولین اقداماتی بود که سلسلهٔ زنجیرواری از حوادث را رقم زد که نهایتا به فروپاشی اتحاد شوروی منجر شدند.
قانون کوپراتیوها که در مه ۱۹۸۸ اعلام شد شاید رادیکالترین رفرم اقتصادی اوایل دوران گورباچف بود. از زمان نپ در دورهٔ لنین این اولین بار بود که (بر طبق این قانون جدید) مالکیت خصوصی بر بعضی کسب و کارها مجاز شد. قانون ابتدا مالیاتهای بسیار زیاد و محدودیتهایی در استخدام اعمال میکرد اما سپس برای باز کردن جای بیشتری برای فعالیت بخش خصوصی اینها نیز برداشته شدند. از این دوره به بعد رستورانها، مغازهها و شرکتهای تولیدی کوپراتیو بخشی از صحنهٔ اقتصادی شوروی گشتند.
معرفی سیاست گلاسنوست توسط گورباچف آزادیهایی به مردم اعطا کرد. برای مثال درجهٔ بیشتری از آزادی بیان. این تغییری رادیکال به حساب میآمد بخصوص با توجه به اینکه کنترل مطبوعات و سرکوب انتقاد از دولت قبلا بخش مهمی از سیستم شوروی به حساب میآمد. بسیاری از محدودیتهای نشریات برداشته شدند و هزاران نفر از زندانیان سیاسی آزاد شدند.
در ژانویه ۱۹۸۷ گورباچف به دموکراتیزاسیون دست زد. یعنی اعمال ترکیب عناصر دموکراتیک مثل انتخابهای چند کاندیدایی در روند سیاسی شوروی. در ژوئن ۱۹۸۸ در کنگرهٔ نوزدهم حزب کمونیست اتحاد شوروی، گورباچف رفرمهای رادیکالتری معرفی کرد که کنترل حزب بر حکومت را کاهش میدادند. در دسامبر ۱۹۸۸ شورای عالی تأسیس "کنگرهٔ نمایندگان خلق" را تصویب کرد. این کنگره نهاد جدید مقننه در اتحاد شوروی بود. در مارس و آوریل ۱۹۸۹ انتخابات کنگره در سراسر اتحاد شوروی برگزار شد. در ۱۵ مارس ۱۹۹۰ گورباچف به عنوان اولین رئیس جمهور اتحاد شوروی انتخاب شد.
در مسائل بینالمللی گورباچف بیشتر سعی در افزایش ارتباطات و تجارت با غرب را داشت. او با بسیاری از رهبران غربی همچون مارگارت تاچر، هلموت کهل صدر اعظم وقت آلمان غربی، و رونالد ریگان (رئیس جمهور وقت آمریکا) روابط حسنهای برقرار کرد. معروف است که تاچر گفته :"من آقای گورباچف را دوست دارم-میتوانیم با هم معامله کنیم". در ۱۱ اکتبر ۱۹۸۶ گورباچف و ریگان در ریکیاویک، پایتخت ایسلند دیدار کردند تا در مورد کاهش سلاحهای هستهای میانبرد در اروپا مذاکره کنند. این نهایتا به امضای معاهدهٔ نیروهای هستهای میانبرد (آی ان اف) در ۱۹۸۷ انجامید.
در فوریه ۱۹۸۸ گورباچف شروع به بیرون کشیدن نیروهای شوروی از افغانستان کرد و تا سال بعد تمام نیروهایش را بیرون کشید. اما جنگ داخلی در آن کشور به پیش رفت و نهایتا مجاهدین رژیم پرو شوروی نجیبالله را سرنگون کردند. بین سالهای ۱۹۷۹ و ۱۹۸۹ حدود ۱۵٬۰۰۰ نفر از شهروندان شوروری در این جنگ کشته شدند. (به جنگ شوروی در افغانستان نگاه کنید)
همچنین در همین سال ۱۹۸۸ بود که گورباچف اعلام کرد که اتحاد شوروی دیگر از دکترین برژنف پیروی نمیکند و ملل بلوک شرق آزادی تصمیم گرفتن در مسائل خارجی را دارند. این را میتوان از بزرگترین اصلاحات گورباچف در سیاست خارجی دانست تا جایی که سخنگوی وقت وزارت خارجه، گنادی گراسیموف، دکترین جدید را دکترین سیناترا نامید. همین قطع دکترین برژنف بود که در ۱۹۸۹ به ظهور انقلاباتی در اروپای شرقی انجامید که به پیامد آنها تقریباً تمامی دولتهای کمونیست سرنگون شدند. به غیر از رومانی بقیهٔ این انقلابات همه انقلاباتی غیرقهر آمیز بودند که طی آنها رژیمهای طرفدار شوروی سقوط کردند. پایان هژمونی شوروی بر اروپای شرقی عملا جنگ سرد را پایان داد و به همین خاطر گورباچف در ۱۵ اکتبر ۱۹۹۰ برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل شد. او دو سال قبل در ۱۹۸۸ مرد سال مجلهٔ تایمز نیز شده بود.
گرچه اصلاحات سیاسی گورباچف عملا برای رشد دموکراسی و آزادی در اتحاد شوروی مفید بودند سیاستهای اقتصادی او کشور را به مشکلات اقتصادی بیشتر نزدیکتر کردند. با پایان دههٔ ۱۹۸۰ کمبود شدید منابع اولیهٔ غذایی (گوشت، و شکر) باعث معرفی دوبارهٔ سیستم زمان جنگ جیره بندی کوپنهای غذایی که طبق آن هر فرد در هر ماه تنها میتوانست مقدار معینی از هر محصول را مصرف کند شد. در قیاس با ۱۹۸۵ کسری دولت از ۰تا ۱۰۹ میلیارد روبل افزاش یافت. مخازن طلا از ۲۰۰۰ به ۲۰۰ تن کاهش یافتند و بدهی خارجی از ۰ به ۱۲۰ میلیارد دلار رسید.
منبع:ویکی پدیا
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت   توسط سام ایرانی
|
وقتی خبرمرگ آگوستوپینوشه رئیس جمهور سابق شیلی در سال ۲۰۰۷منتشر شداندوه سنگینی رادر بین مردم کشورش ومردم دیگر کشورهای جهان بجا نهاد. از این جهت بود که او به خاطر وقایعی از قبیل کشتار مردم معترض در ورزشگاه سانتیاگو وناپدیدشدنشان دردوران ریاستش به عنوان متهم ردیف اول شناخته می شدومردم کشورش خواستار محاکمه ی اودریک دادگاه بودندکه این امر هیچوقت محقق نشد ولی مسئولین رده پایین ومتوسط دستگاههای امنیتی وانتظامی دوران زمامداری او در یک ماه پیش به خاطر اتفاقات ذکر شده به دادگاه فراخوانده شدند که این مرهمی بود گرچه اندک ولی دیر هنگام بر دردهای مردم آسیب دیده ی شیلی و شاید به صورت غیر مستقیم باعث زنده نگه داشتن امید در دل مردم ایران که روزی مسببان حوادث اخیر برای رسیدگی به دادگاه فرا خوانده شوند. از این دست حکومتها که بر مبنای استبداد بر مردم خود حکومت می کردند در عصر حاضر زیاد است که می توان به خمرهای سرخ در کامبوج-آپارتاید در آفریقای جنوبی - حکومت حزب بعث به سرکردگی صدام حسین در عراق - میلوسویچ در صربستان و سرانجام حکومت جمهوری اسلامی که همه ی این موارد به جزءمورد آخر سرنوشت یکسانی داشتندیا بوسیله ی مردم کشورشان یا نیروهای بین الملل از حکومت ساقط وبرای رسیدگی به جنایتهایشان به دادگاه سپرده شدند. وقایعی که پس از انتخابات دوردهم ریاست جمهوری در ایران رخ داد در تاریخ شکل گیری جمهوری اسلامی و حتی به جرات می توان گفت در تاریخ ایران بی سابقه بوده است در جمهوری اسلامی بودند اتفاقاتی از قبیل اعدام های انقلابی سال ۶۷-قتل های زنجیره ای - واقعه ی ۱۸تیر سال ۷۸ولی کشتن مردم معترض و تجاوز سازمان یافته به معترضین بازداشت شده(مذکرو مونث)در نوع خود بی سابقه بوده است که اثرات روحی جبران ناپذیری بر آسیب دیدگان گذاشته است . تمام این موارد در حافظه ی تاریخی مردم محفوظ خواهد ماند و با حفظ امید و پایداری در برابر جور وناملایمات باید به راه خود برای عملی کردن مطالبات به حق خود ادامه دهند ودر این راه از هیچ کوشش معقولی فروگذاری نکنند.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت   توسط سام ایرانی
|
اگر از شروع وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری بویژه حضور بجا و موثر مردم درخیابانها و اعلام حق طلبیشان تا به امروز خصوصا جمعه گذشته نظر بیفکنیم چندان به عنصر کلاسیک رهبر ی که قائم به نظر و اراده ی یک نفر باشد بر نمی خوریم. هر چند موسوی بسیار مایل است که خود در این نقش عرضه کند ولی آنچه کاملا هویدا است میل و اراده ی جمعی معترضان میلیونی است که تنها با یک همگرایی رسانه ای الکترونیکی نظیر آنچه تا کنون اتفاق افتاده به یک وفاق اجتماعی می رسند و این می تواند نوع جدیدی از واکنشهای اجتماعی باشد که چندان رهبری فردی در آن موثر نیست بلکه این خود مردم هستند که بادرک یکسان از وقایع ونیازهایشان کمر به پیروی از خواستهای فروخفته چند ده ساله خود می بندند ودر عرصه ی باز شهرها رویاروی حکومتیان آشکار می شوند.و مردم می روند تا از این پس آنها باشند تا مدعیان تغییر وتحول واصلاح رابه دنبال خود بکشند.اگر این حرکتها همراه بازمانسنجی درست و استقامت لازم باشد می توان درچندماه آینده وبی شک در چهار سال آینده ایران را آبستن وقایع شگرف سیاسی دانست.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت   توسط سام ایرانی
|
انتشار نامه هفته گذشته کروبی که خطاب به رفسنجانی نوشته شده بود موجی از بهت و اندوه و تاسف و پرسش را به راه انداخت.او در این نامه مدعی وجود شکنجه های سنگین جنسی قرون وسطایی در زندان کهریزک علیه دختران و پسران شده بود آنهم به حدی که هر قلمی توان بازگویی آن را ندارد.
قضیه وجود شکنجه های سخت جسمی در زندان کهریزک ،چند هفته گذشته به میان آمد ومانند روال همیشگی غیر واقع بینانه رژیم، سریعا تکذیب شد ولی بعد از باقی ماندن این مسئله در رسانه ها به یکباره با دستور رهبری جمهوری اسلامی این زندان بدون ذکر تخلفها و نوع موارد بارز اعمال خلاف قانون و اخلاق در آنجا، تعطیل شد.
تنها با آگاهی از همه ادعاهای فکری و رفتاری حسنه جمهوری اسلامی که نه تنها گوش مردم ایران بلکه جهانیان را هم در این سی سال پر کرده است ، می توان پی به عمق فاجعه برای جمهوری اسلامی پی برد. حتی اگر این ادعا مجال اثبات همه جانبه را هم پیدا نکند توانسته رخ حقیقی جمهوری اسلامی را در ذهن جهانیان دور و نزدیک به جمهوری اسلامی دچار ضربه های شدید غیر قابل جبران سازد.
باید دید امروز که حکم ریاست صادق لاریجانی برای ریاست قوه قضائیه زده شد و در آن ذکر شده است که لاریجانی جوان نوآور و آگاه به اجرای موازین حقوقی، چگونه می تواند حداقل نظارتی در حد حتی قوانین جمهوری اسلامی را در گستره ارگانها و سازمانهای تحت نظارت قوه قضائیه به کار گیرد، و یا همچنان مانند پیشینیانش قوه قضائیه را ویرانه تر از قبل تحویل یک بله قربانگوی دیگر می دهد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت   توسط سام ایرانی
|
اعلام برگزاری دادگاه برای اصلاحطلبان جمهوری اسلامی این تصور را در ذهن به وجود آورد که آنان که در زمان آزادی آ نطور زبانشان را به احقاق حقوق خود و مردم سرخ نموده بودند پس در ا سارت سینه شان مالامال از استواری در را هی خواهد شد که نیرویش از عشق به مردم و حفظ شخصیت حقیقی و حقوقیشان سر چشمه می گیرد. ولی چه شد؟، همانی شد که کسان بسیاری چون ما از زمان بروز ادعای آزادی خوا هی( حتی به همان شکل ناقصی که عنوان می کردند) از طرف خاتمی طلب ها و امروز موسوی طلبها عنوان میشد وآن این مطلب بود که این افراد نه به لحاظ عقیدتی و نه حتی سمبلیک هم آ نچه ادعا می کردند نبودند و نیستند. آ نان محصول کبر و استبداد دهه اول انقلابیونند که تمام و کمال به نام خودشان ثبت گردیده است و پس از آن نیز با غوطه وری در درآمدهای میلیاردی پس از جنگ و از روی منفعت طلبی اجتماعی و سوءاستفاده سیاسی به دروغ خود را سمبل ارزشهای انبساطی اجتماعی نشان دادند و متاسفانه تا به امروز هم توانسته اند در سایه آن در چند انتخابات مردم را به شکل عظیمی به دنبال خود بکشند بدون اینکه نه اعتقادی به کارشان داشته باشند و نه حتی علاقه ای و تنها توانسته اند با اعلام کمبود این ارزشها در میان راستگرایان از آب گل آلود ماهی بگیرند.
تکلیف مردم همیشه با راستگرایان و ارزشهای اجتماعی و سیاسی و علائق مذ هبیشان در این سی سال روشن بوده و حتی شهروندان کم سواد ایران هم به راحتی می توانند به ترسیم سیمای اقتدارطلب و جزم اندیش و سرکوبگر و البته حقیقی راستگرایان بپردازند. اما این مردم با قرار گرفتن در محاق فریب خوش پوش به اصطلاح اصلاحطلبان انرژی عظیم اجتماعی خود را با حمایت از آ نان به هدر میدهند.
حرفها و اعترافات اصلاح طلبان مدعی در دادگاهشان به خوبی به آشکار شدن تواناییهای فردی و سیاسیشان مدد رساند.از امثال خاتمی که مدعی غیر قابل قبول دانستن دادگاه و اظهارات یارانشان هستند باید پرسید با اینکه خود این افراد منکر شکنجه و ارعاب شده اند ولی اگر فرض کنیم اینطور هم بوده پس چه تفاوتی میان افراد عادی جامعه و این به اصطلاح سیاسیون کارکشته است؟. آنان حتی به اندازه یک بچه مدرسه ای که پشت دفتر مدیر مدرسه انتظار تنبیه را می کشند هم مقاومت معقول هم نشان ندادند و در فروختن خود و یاران و عقاید ادعاییشان و مهمتر از همه خون ریخته شده جوانان ایران در روزهای درگیری از یکدیگر پیشی می گرفتند و آنچنان چاپلوسی از خود نشان دادند که جناح حاکم را نیز متعجب ساخت. باشد تا مردم ایران دیگر امید خود را به این خود فروخته گان بزدل فریبکار نسپارند.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت   توسط سام ایرانی
|
درود
با مسدود شدن نمایش وبلاگ قبلیمان در میهن بلاگ از این لحظه به بعد مطالب هواداران جبهه دموکراتیک ایران در اصفهان در این وبلاگ منتشر خواهد شد.
سعی میشود تا آنجا که امکان دارد مطالب آموزشی وبلاگ قبلی به این وبلاگ منتقل شود.در ضمن اگر دشمنان شناخته شده مان برای این وبلاگ هم مشکلاتی به وجود آوردند،ما باز هم راهی برای ابراز نظر خواهیم یافت، ولی به آنها پیشنهاد میکنیم به جای تهدیدات و تمسخرهای در حد شان خودشان که با بزدلی در قالب نظرات پنهان برای ما می فرستادند، سعی کنند آنها هم آشکارا از نظرات و عقاید عمیق اجتماعی و سیاسیشان در وبلاگی سخن به میان آورند ،آن هم بدون استفاده از مفاهیم مدرن سیاسی و اجتماعی که بی شک از آنها تنها برای عوام فریبی و پوشاندن پایه های سست عقاید نظام فکری عقب مانده شان استفاده می کنند.
برای همه شما از دوست و دشمن، آرزوی زندگی انسان وار را داریم.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط سام ایرانی
|